loading
1100 لغتی که نیاز دارید در انگلیسی بدانید

1100 words you need to know

Week  1,  Day 2

روز دوم از هفته ی اول

Prognosticate

/prɒɡˈnɒstɪkeɪt/

Definition:

To predict or foretell a future event.

پیشگویی کردن، (از روی نشانه ها) پیشبینی کردن

Synonyms:

Forecast

Foretell

هر دو به معنای پیشبینی کردن از روی نشانه ها

Prophesy

غیب گویی کردن،آینده بینی کردن

Previse

پیشبینی کردن، هشدار/اخطار دادن

Forms

Prognosticate         It’s a verb

Prognostication       It’s a noun

به معنی پیشبینی، پیشگویی

Prognostic        It’s an adjective

صفت برای چیزی که از آینده پیشگویی می کند، پیشنما

Examples:

Every year,  many foolish people pay fortunetellers  to prognosticate their futures.

هرساله بسیاری از افراد نادان به غیب گو ها پول می دهند تا آینده شان را پیشبینی کنند.

————————————————————————————————————————————————————————————————————————

The focus is on  analysis  and commentary  rather  than prognostication.

تمرکز بر روی تحلیل و تفسیر است تا بر روی پیشبینی. 

  Prediction

اینجا به تخمین زدن و پیشبینی بی اساس اشاره دارد.

————————————————————————————————————————————————————————————————————————

The  prognostic  importance  of the antibody

اهمیت آینده نمای آنتی بادی

 

ما در آکادمی ماسا دوره های آموزش آنلاین زبان انگلیسی را برگزار می کنیم. خوشحال می شویم شما را در این فضای آموزشی ببینیم.

• آموزش مجازی General English

• آموزش مجازی English for Tourists

زبان خارجی

Prognosticateآکادمیآکادمی ماساآموزشآموزش آنلاینآموزش رایگانآموزش زبان انگلیسیپیشگوییترفندکتاب 1100کلاس آنلاینکلاس تابستانیکلاس حضوریلغت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *