loading
1100 لغتی که نیاز دارید در انگلیسی بدانید

1100 words you need to know

Week  1,  Day 3

روز سوم از هفته ی اول

Paradox

/ˈparədɒks/

Definition:

1.A person, thing or situation that has two opposite features and therefore seems strange.

یک شخص،چیز یا موقعیتی که دو ویژگی متضاد دارد و در نتیجه عجیب به نظر می رسد.

2.A seemingly absurd or contradictory statement which when investigated may prove to be true.

یک جمله ی به نظر نامعقول و متضاد که وقتی درباره اش تحقیق شود ممکن است درستی اش ثابت شود.

Synonyms:

Contradiction

تناقض، مغایرت

Conflict

ضدیت، ناسازگار بودن

Enigma

معما، سخن پیچیده

Puzzle

معما، چیستان

Forms

Paradox        a noun

Paradoxical        an adjective

Paradoxically       an adverb

Examples:

This kind of time travel creates a paradox that discourages time travel into the past.

این نوع سفر در زمان تناقضی ایجاد می کند که سفر به گذشته را تضعیف می کند.

————————————————————————————————————————————————————————————————————————

For these invasions, paradoxical  it may seem, were the greatest efficient cause in the welding together of England.

هرچند ممکن است متناقض به نظر برسد، ولی این تعارض ها بزرگترین دلیل در یکپارچه شدن انگلستان بود.

————————————————————————————————————————————————————————————————————————

Since the book was banned, its sales have paradoxically risen.

بخاطر ممنوع شدن این کتاب، فروشش بصورت متضادی بالا رفته است.

 

ما در آکادمی ماسا دوره های آموزش آنلاین زبان انگلیسی را برگزار می کنیم. خوشحال می شویم شما را در این فضای آموزشی ببینیم.

• آموزش مجازی General English

• آموزش مجازی English for Tourists

زبان خارجی

paradoxآکادمیآکادمی ماساآموزشآموزش آنلاینآموزش رایگانآموزش زبان انگلیسیترفندتناقضکتاب 1100کلاس آنلاینکلاس تابستانیکلاس حضوریلغت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *